داستان

برای موفقیت در زندگی که همان میلیارد شدن و بدست آوردن رفاه هست خیلی تلاش می کنی کلاس های زیادی رو ثبت نام می کنی کتاب های زیادی را می خوانی ولی همه اینها برای یه مدت فقط به شما انگیزه ای می دهد و اگر تمرین ها را انجام نداده باشید که تغییراتی در زندگیتان رخ می دهد و شما رشد می کنید ولی باز هم همه چیز به هم خورده شده و سر جای اول باز می گردید و دقیقا این اتفاقی است که برای همه ما می افتد، اتفاقی که من نیز دچار آن شدم و بعد از چند سال کتاب خواندن و دوره شرکت کردن متوجه شدم دارم بیشتر در قرض و بدهی فرو میروم و همه چیز بر عکس عمل کرد ، چون همیشه به این امید بودم که بعد از خواندن فلان کتاب دیگر راه کاری را پیدا کرده ام و از الان دیگر زندگیم تغییر می کند و به سود و رشد و پول بیشتر می رسم بعد از این دوره دیگه انسان دیگری شده ام و خوشبختی به من رو می کند و کل زندگیم از این رو به آن رو می شود و زمانی به خودم آمدم که دیدم علاوه بر اینکه رشد نکرده ام چند دو میلیون تومان بدهی بالا آمده و زندگی ام رو به رشد که نبوده هیچ دارد از دست می رود . تلاش کردم تا برگردم و همه آنچه را گذرانده بودم در زندگیم پیاده کنم تا  بفهمم شاید مسائلی را که اجرا نکرده بودم علت اصلی این همه مشکلات بوده، شاید من خودم کم گذاشته ام که تغییرات صورت نگرفته، بنابراین این کار را هم انجام دادم ولی بعد از یک سال متوجه شدم یک جای کار می لنگد و آن هم درون من است دقیقا بخواهم بگویم نگرانی ها و ترس های من که همگی نشات گرفته از تفکرات و طرز فکر والدینم بوده که در کودکی به خورد ذهن من که کودکی با ذهن حاصلخیز بودم رفته بود و تبدیل شده بود به عادت های فکری و رفتاری من .یک جایی از زندگیم دکمه || را زدم و نگاه کردم دیدم من هم مانند پدرم بدهکار شده ام با اینکه ورودی و درآمد من بیشتر بود ولی بدهی من هم بیشتر از پدرم بود و این نشانه ای بود برای اینکه بفهمم بله همه چیز برای من در حال تکرار است و من به نحوی دیگر گذشته والدینم را زندگی می کنم.

و تنها چیزی که به من کمک می کرد تا گذشته را در گذشته بخشکانم یک چیز بود و آن هم تغییر باورها بود اعتقاداتی که والدینم داشتند و من آنها را زندگی می کردم و متوجه چنین اتفاقی هم نبودم.شروع کردم به پیدا کردن این باورها و کم کم کارکردن و تغییر دادن مسیر این عادت های فکری به مرور زمان تا اینکه بعد از کلی رنج های دورانی که طلبکاران با تماس ها و نامه هایشان از دادگاه بر من وارد می شد. نشانه هایی از به بار نشستن باورهای جدید ظاهر شد.اتفاقاتی که یکی پس از دیگری باعث می شد تا رشد واقعی را در زندگی تجربه کنم.انسان هایی وارد زندگی کاری من شدند که مرا مثل اهرم بالا کشیدند ، جالب اینجاست که من فقط روابطی را داشتم که در حد خدمات رسانی به مشتریان بود ولی کسانی که خود تماس می گرفتند و می گفتند که می خواهیم با شما کار کنیم این مرا به حیرت وا می داشت که جالب است که دارد کار می کند، افرادی که به من پیوستند هر کدام در کار خود خبره بودند و این دقیقا چیزی است که باعث رشد سریع یک کسب و کار می شود.ولی سوال اینجاست

مگر همه چیز پول است ؟

مطمئنا خیر پول نتیجه همه چیز است در واقع اگر زندگی انسان را به 4 بعد معنوی عاطفی مادی و روانی تقسیم کنیم ، پول که جزو بعد مادی زندگی است در واقع خروجی 3 بعد دیگر است در واقع پول مثل چاپ نوشته ای است که در کامپیوتر شما وجود دارد .کامپیوتر از چه چیز هایی تشکیل شده؟ سخت افزار و نرم افزار که نرم افزار از یک سری برنامه های از پیش نوشته شده بوجود آمده و تا زمانی که هیچ چیزی از این کامپیوتر از حالت کد و برنامه به روی کاغذ چاپ نشود قابل رویت و باور نیست.زندگی ما انسان ها مانند یک چرخ است به نام چرخ زندگی بعضی ها در مسائل مالی چرخشان می لنگد بعضی در مسائل عاطفی و بعضی در سلامتی و هر کسی به نحوی اگر بعد های مختلف این چرخ به اندازه دیگری نباشد چرخ زندگیش نمی چرخد و در جایی از زندگی گیر خواهد داشت که در نتیجه زندگیش خود را مشان می دهد یعنی در بعد مادی ، و کار ما این است که این چالش ها را برطرف کنیم تا به خوشبختی و ثروت واقعی برسیم

 

آیا میلیاردر همان ثروتمند است؟

همه به این معتقدیم که پول همه زندگی نیست و خیلی چیزها را نمی توان با پول عوض کرد مثل مهربانی ، معرفت ، صفا و صمیمیت ، و این حرف مصداق آن است که در واقع میلیاردر همان ثروتمند واقعی نمی تواند باشد حتما ولی وجود دارند کسانی که میلیاردر هستند و در تمام زندگی طعم خوشبختی را می چشند که به آنها ثروتنمند می گوییم . میلیاردر یا پولدار محض کسی می تواند باشد که صفتی مثل خساست را داراست و پول را فقط برای خود جمع می کند و زندگیش می تواند از مردم عادی هم ضعیف تر باشد کما کسانی را دیده ام که چنین شخصیتی دارند ولی اطرافیان اصلا با او حال نمی کنند و میلیاردرهایی هم وجود دارند که بذل و بخشش می کنند برای انسان های دیگر موسسات خیریه و بیمارستان ها و مدارسی را می سازند.

چرا باید ثروتمند شد؟

خدمت.شما دوست ندارید انقدر ثروتمند باشید تا به مردم خدمت کنید؟ برای آنها کار و امنیت فراهم کنید ؟ مشکل و نیازی را از سر راهشان بردارید؟

ثروتمندان خود الگویی هستند برای آنهایی که می خواهند به رشد و پیشرفت برسند و به انسان های بیشتری خدمت کنند.

جملات بالا را هر کسی می شنود ممکن است بگوید این ها چه حرف های ابلهانه ای هست که می زنید؟ پولدارها همه مال مردم خور هستند ، سر بقیه را کلاه می گذارند، پولشان حرام است، حریص هستند و …

دقیقا میخواستم به این قسمت برسم .جایی که طرز فکر انسان هایی که در فقر می مانند و رشد نمی کنند به این جملات ختم می شود و حرف و فکر گذشتگان و والدین خود را بدون تحقیق و با تعصب یاد گرفته اند اینها دقیقا همان باورهای محدود کننده ای هستند که انسان ها را در فقر نگه داشته و حال آنها را در جایی که ایستاده اند خوش نگه داشته هر چند جایی که هستند ممکن است بدترین وضعیت ممکن باشد.

چطور می توانیم انسان ثروتمندی شویم؟

برای ثروتمند شدن ابتدا باید یاد بگیریم که چه باورهای محدود کننده ای داریم و آنها را به باورهای رشد دهنده و ثروتساز تبدیل کنیم.برای پیدا کردن باورهای محدود کننده باید ببینیم چه جاهایی مقاومت می کنیم؟چه جاهایی حرف پول که به میان می آید با خود می گوییم اینجا هم پای این پول … درمیان است کجا ها داریم به پول و انسان های پولدار و ثروتمند ناسزا می گوییم و آن را نمی توانیم بپذیریم.باورهایی مثل : اگر ماشین گران قیمتی داشته یاشم وقتی می خواهم خرید کنم اجناس را چند برابر به من می فروشند ، این پول که به حسابم آمد چطور آن را نگه دارم که تمام نشود به راحتی؟ این ها باورهای محدود کننده ای هستند که با نگرانی همراه هستند .من برای اینکه این باورها را تغییر دهید چند نمونه از باورهای انسان های ثروتمند و فقیر را با هم آورده ام که شما آنها را تمرین کنید و در زندگیتان استفاده کنید.

طرز فکر 1 :

افراد میلیاردر باور دارند من خودم زندگیم را می سازم ولی افراد فقیر باور کرده اند که سرنوشتشان اینگونه رقم خورده است

طرز فکر 2:

هدف افراد میلیاردر برای شرکت در بازی ، برد است ولی هدف افراد فقیر نباختن است

طرز فکر 3:

افراد میلیاردر محکوم به ثروتمند شدن هستند ولی افراد فقیر می خواهند ثروتمند شوند

طرز فکر 4:

افراد میلیاردر فکرهای بزرگ می کنند ولی افراد فقیر فکرهای کوچک

طرز فکر 5:

افراد میلیاردر روی فرصت ها تمرکز می کنند ولی افراد فقیر روی موانع

 

خوب بعد از این فکر می کنم دیگر نتوانید مثل قبل فکر کنید چون فایلی در ذهن شما وجود دارد که قبلا وجود نداشت و الان برای تصمیم گیری به این نگرش هم فکر می کنید چون وجود دارد و مطمئنم که همین مقاله می تواند کلی در زندگی شما تغییر ایجاد کند

اگر می خواهید طرز فکر خود را دگرگون کنید تا زندگی مالی خود را تغییر دهید دوره ثروت فرمول یک را از دست ندهید برای دیدن اطلاعات بیشتر این دوره می توانید روی دوره ثروت فرمول یک کلیک کنید

 

 

دیدگاهتان را بنویسید